loading...
کوهرنگ
محمدمحمدحسینی حاجی ور بازدید : 2753 سه شنبه 16 خرداد 1391 نظرات (1)

علیمردان خان بختیاری 

درسپیده دم یکی از روزهای اسفند 1313 حیاط زندان قصر فضای غم انگیزی بخود گرفته بود.در وسط سنگ فرش حیاط چوبه داری دیده می شد.که در فاصله معینی تعدادی نظامی مسلح در حالیکه تفنگهای خود را  آماده شلیک می کردند جهت اجرای ماموریت مرگباری صف کشیده بودند.محکوم به مرگ که کسی جز علیمردان خان بختیاری نبود در حالیکه به تعبیر بزرگ علوی جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و رویی آراسته داشت با گامهای بلند و استوار حلاج وار بدون آن که ذره ی ترس در وجودش داشته باشد به قتلگاه نزدیک می شد و در حقیقت او می رفت تا شهادت مظلومانه ی خود را بر صحیفه ی ر‍ژیم دیکتاتوری رقم زند.

سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن سر کرده دلیر بختیاری بود می نویسد: در آخرین لحظاتی که می خواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشان نفرت از رژیم پهلوی مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که می گفت زنده باد ایران و زنده بادآزادی

با صفیر چند گلوله خاموش شد و لحظاتی بعد جسد بیجان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت و در میدان های جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود دمر بپای چوبه دار بر زمین در غلطید.
نسیم صبحگاهی پیکر بخون خفته سر کرده دلیر بختیاری را نوازش می داد.آفتاب از پشت قله بلند سفید پوش دماوند در میان هاله رقیقی که رنگ زردفامش را به سرخی متمایل کرده و گویی رخسارش را با خونگرم روی سنگفرش حیاط زندان قصر خضاب بسته اند با طمانینه و وقار گردن میکشید و میخواست با آن چهره ی خون بسته صحنه جنایت خونینی را که بدست دژخیمان ایرم ساعاتی پیش در تاریکی شب بوقوع پیوسته بود برملا سازد.
اعدام مظلومانه علیمردان خان بختیاری به همان اندازه که در محوطه ی کوچک زندان قصر تاثر زندانان را بر انگیخت به همان اندازه هم در قلمرو بختیاری و مناطق همجوار تاثیر عمیقی بر جای گذاشت.


مردان جامه دریدند و دیرک بهونها را پایین کشیدند زنها موی بریدند و مویه کردند شعرا در رثا. او مرثیه ها سرودند و آهنگ سازان ترانه شیر علیمردان را ساختند و هنوز هم که هفتاد سال از مرگ آن سردار رشید بختیاری می گذرد چوپانان در دشتهای سرسبز بختیاری و زنان در کنار چشمه ساران هنگام شستن لباس ویا پر کردن مشکهای آب و مردان در اجتماع شبانه ی خود در زیر سیاه چادر ها هر وقت فرصتی بدست می آورند با صدای خوش و حزن انگیز و گاهی هم با آهنگ موزون نی بیاد آن رادمرد دلیر می خوانند:
::.چند بیت شعر.::
تفنگ علیمردون هم باز صداکرد            سرهنگ کله پوستی هنگ بلا کرد
تفنگ علیمردون هم باز قرمنید              سرهنگ کله پوستی چادر رمنید
بی عروس کل ازنه کل بساکی             سنگران خین گرد تا کفت خاکی
بی عروس تو کل بزن کل بساکی          تفنگچی زه مم صالح سوار زه راکی
شمشیر علیمردون طلای بی غش          به زمین برچ ازنه به استمون تش
نظامی کله پوستی لنگا ملاری             نی تری جنگ بکنیوا وا بختیاری 
طیاره بال بال کنه سر که فردون          شمشیرم به گل زنم سی کل ایرون
دودر گل سی کشتنم پلا بریدن             گویلم زداغ مو پای کمر بریدن
بالونا بالا هوا بال ا تنیده                   ددویل محمد علی پلا بریده
کجه تیپ کجه سپاه کجه فراشم          ره بدین دام و ددوم بیان سر لاشم
بیست و چار تیر خردومه هنی بهوشم   لیکه ی دام و ددوم اوید به گوشم
سر تنگ تاته تنگ تانک و زره پوش    مابین شال و قوا خین ازنه جوش

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط امین در تاریخ 1392/09/23 و 13:25 دقیقه ارسال شده است

مرسی خیلی قشنگ بود.


کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    دراین سایت بیشتر از چه مطالبی استفاده شود؟
    به نظر شما آیا این سایت مفید است؟
    آمار سایت
  • کل مطالب : 147
  • کل نظرات : 495
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 6155
  • آی پی امروز : 178
  • آی پی دیروز : 203
  • بازدید امروز : 609
  • باردید دیروز : 586
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 2,064
  • بازدید ماه : 11,575
  • بازدید سال : 29,312
  • بازدید کلی : 4,519,552
  • کدهای اختصاصی
    قران خطاطي نستعليق آنلاين

    اسلایدشو

    رنک الکسا